آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
قیصر یا گوزل
رفتم دیدم پدرم نشسته داره
GemTv نگاه می کنه!
یه نگاه کردم و گفتم: 
ببین چجوری از ''قیصر'' و ''غازهای وحشی''
به ''گوزل'' و ''قشر مرفه'' رسیدی!
نسل شما که الان این فیلمارو میبینه
تن '' اندرو مک لاگلن '' رو توو گور می لرزونید!
+ اگر منتظرید تا ببینید پدر در جواب چگونه
منو بازم تخریب کرده باید بگم اینبار هیچ جوابی
و حرفی برای گفتن نداشت اما 
قطعا یادش میمونه و بعدا... حتما!



بازی گری
بازیگر های حرفه ای میان توو خیابون مردمو نگاه می کنند
عصبانیتشونو، خنده و گریه و هزار حالت دیگه شونو نگاه می کنند و بعد توو خلوت خودشون تمرین می کنن تا جلوی دوربین خیلی طبیعی ظاهر بشن...
اونوقت مردم میشینن پای تلویزیون با دقت به بازیگرا نگاه می کننو عصبانیتشونو خنده و گریه و ... نگاه می کننو در روابط روزمره استفاده می کنند...
این تو تکراری شدن ما تاثیر نداره به نظر شما؟!



برچسب‌ها: بازیگر , بازی گر ,
دلم میخواد
آقا، دوستای گلم!
بر گردیم اینجا به خدا!!!
با خودم میگفتم دیگه نمیشه تعصب داشت به وبلاگ و این حرفا 
تلگرام سریع ترو راحت ترو فلان تره!!!
اما نه وجدانا اینجا خیلی بهتره!!!
میدونی اونجا کانال زدم و به جای این که 5 نفر مطالبمو بخونن 20 نفر میخونن
ولی اینجا خیلی بهتره به خاطر اینکه
2-3 نفر بلکه هم بیشتر برای من کامنت میذارن
در مورد مطالب نظر میدن
لازم باشه توو ذوقم میزنن
لازم باشه تشویق میکنن
و کلا خیلی بهتره!!!
آره...
فعلا اینجوری فکر میکنم!!!
و تا وقتی نت داشته باشم سعی میکنم در اولویت اولم برای 
نوشتن و یا اینکه هر مطلبی بذارم این وبلاگ باشه
و بعد همینو کپی میکنم واسه اون کانال تلگرام!!
 مٌضحک اصلی اینجا بوده و اینجا هست!!!
چاکرم

البته لازم به ذکره برای اینکه اشتباه برداشت نکنین
و فکر نکنین که من قصد رها کردن وبلاگ رو داشتم
باید بگم واقعا الان که بی کارم  تونستم بیام و سروسامانی به وب بدم
و این کم توجهی موقتی به اینجا واقعا به خاطر مشغله زیاد و خستگی بود
که کانال رو ترجیح دادم!!
اما فعلا برگشتم اینجا
حالا ببینیم آینده چه می شود!!!


هیچ است...
ادعا نمی کنم که شعر زیاد می خوانم
ادعا نمی کنم که خیام را می شناسم
و یا مثل او انسان جستجوگری هستم
...
از بین شاعرانی که در گذشته بودند
شعر های "خیام" را دوست دارم
و در کتابی که الان پیش روی من است
شعری از او دیدم که تصمیم گرفتم
برای دل خودم روی این شعر آهنگسازی کنم
و این کار را کردم در مدت یک روز!
(جای کار بیشتری لازم داشت بی تردید
اما همینطوری خوب است)
و برای شما که جایگاه خاصی در قلب من دارید
هم منتشر می کنم!
مرسی




برچسب‌ها: خیام , هیچ است ,
کچل4
دراز کشیده بودم جلوی تلویزیون و فیلم تماشا می کردم!
یه دفعه دیدم سُها اومده بالا سرم و کش مو تو دستشه و میگه:
عمو میتاد مویاتو بئندم؟! 
گفتم: ببند!
یه 10 ثانیه ای تلاش کرد و دید نمیشه!
گفت: عمو میتاد مایِ تو نیشه!
گفتم: عه؟ چرا؟ نمیشه؟
گفت: نه تو چَچلی!!!

من
سُها 
 سپس رفت!