نویسنده :مهرداد اشک9
تاریخ:1395/08/28-15:33

28

نمیدونم شاید روز تولد هر کسی برای خودش، روز متفاوتی باشه،
 شاید هم اصلا هیج!
برای من امّا یک "سکوت" وجود داره و "یک جهان سوال" !؟
 و شاید همراه باشه با چندین "ای کاشِ" جگر سوز! 
که ای کاش امروز...




نویسنده :مهرداد اشک9
تاریخ:1395/08/5-00:38

سیگار، نه!

البته منطقی هم که فکر بکنیم:
درآمدم در حدی نیست که پول به سیگار بدم!
یعنی Love و DissLove فرقی نمیکنه خرج میذاره رو دست آدم!
و یک مسئله ی دیگه ای که هست:
سیگار کشیدن یک تیپ و یک ژستی می خواد که من شخصاً ندارم!
یعنی طرف سیگار می کشه نگاش میکنن میگن: مردِ خسته! دخترِ عاشق!
من هنوز لب به سیگار نزدم فامیلامون میگن: 
پسر فلانی خیلی لاغره× معتاد شده!
حالا فرض کن سیگار دستم ببینن!
خلاصه هر جور که فکر میکنم سیگار، نه!




نویسنده :مهرداد اشک9
تاریخ:1395/08/5-00:35

می، سیگار، قهوه اسپرسو

زمانِ بانو هایده و دوستانش
 شعری که به هنرمند و مخاطبش می چسبید
 توش "می و می خونه" داشت!
امروز ترانه ای که به هنرمند و مخاطبش می چسبه
 توش "سیگار و قهوه اسپرسو" داره!
خیلی وقته می خوام یه ترانه بنویسم که توش بهت بگم:
"منِ بچه ننه" هنوز اونقدر "آدم بزرگ" نشدم
 که با "اومدن و رفتنه" امثال تو، لب که هیچ، دست به سیگار بزنم!
و ...


نویسنده :مهرداد اشک9
تاریخ:1395/08/3-21:43

کچل 3

ما کچل ها از آدمای اطرافمون فقط اینو می خواییم که: 

نگاه ترحم آمیز به ما نداشته باشن. ما هم مثل شما زندگی می کنیم:
 غذا می خوریم، تفریح می کنیم، تازه گاهی اوقات از برس و شونه هم استفاده می کنیم!
 خلاصه که ما نیاز به درک شدن داریم نه ترحم!