آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
آدمای خودمون
ممکنه برم پیش آدم معروفا..
ممکنه برم پیش بچه پولدارا....
ممکنه برم پیش آدمای خاص
ممکنه برم پیش آدمای با کلاس
یا آدمای خوشگلی که از دیدنشون هوش حواسمون میره...

ولی یک چیزی غیر قابل انکاره. اینکه:
فقط پیش آدمای هم حس و حال خودمون زندگی کِیف میده!
آدمایی که سیاستی در حرفاشون پیدا نیست!
آدمایی که لباس تنشون مارک نیست!
آدمایی که خیلی خاکی هستن و خلاصه ظاهر و باطن ....
به همون دو قدم پیاده روی و دوتا فلافل و یه بستنی عروسکی هم راضین!
آره! همین! یهو به ذهنم رسید که بگم!
مرسی!


هیشکی
موفقیت یعنی به جایی  برسم که با وجود من هیشکی نتونه مادرم رو ناراحت کنه!
خوشبختی یعنی با وجود مادرم هیشکی نمی تونه ناراحتم کنه!



ژست
چند سالی هست که دوست دارم شخصیتم همانند شخصیتِ فیلسوفان و عارفان و ... باشه!
یک اتاق خلوت و نیمه تاریک- موسیقی- کتاب- ترانه و قهوه! بیشتر عاشقانه شد! 
البته که این فضا رو بارها تجربه کردم  و اصلا این فضا برای شارژ کردن من همیشه لازم بوده!
اینکه دوست داشتم ژستم، ژستِ فیلسوفی باشه 
و یا گاها دوست داشتم شبیهِ فلان بازیگرِ نقشِ خاصِ فلان فیلم باشم
و یا گاهاً دوست داشتم من رو به عنوان یک طنّاز بشناسند و ...
اما حتی اگر به شما دروغ بگویم به خودم نمی توانم!
با این که موارد فوق را می خواستم اما هرگز نتونستم "نقش" بازی کنم! 
و همیشه همین بودم که هستم!
همیشه خیلی از دوستام با من شوخی می کنند
و من در اون شوخی ها اصلا شبیه به یک فیلسوف و یا عارف و یا ...  نیستم. 
ختم کلام: خودم را پذیرفتم!
من- دیگر هیچ اسم و هیچ عنوانی و هیچ ژستی برای خودم نمی خواهم! 
شوخی کردن- دعوا کردن- استرس-  مهر ورزیدن-  عذر خواهی کردن-
نوشتن- بازی کردن- دوست داشتن- ترسیدن- خجالت کشیدن و ...
همه ی این چیزها کم و زیاد در من هست خوب یا بد نیازی به نقش بازی کردن ندارم!
دوست دارم هیچ یک از دوستانم نقش بازی نکنند! 
+با آرزوی روزهای بهتر برای جعفر و محسن! 
همین!