آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
انتهای غصه

دوره اجباری سربازی ما هم به اتمام رسید
نشستم پشت میز کامپیوتر و همونجا 
دارم نگاه میکنم به جایی که 21 ماه پیش
لباس سربازی نو روی زمین بود
و شمارش معکوس برای رفتن به محیطی که
هزار جور در موردش فکر و توهم داشتم!
اولش درد و سختی و فشار عصبی
وسطاش صمیمی شدن با بعضی از آدماش
و حواشی بد و خوب
و در انتها علی رغم آسون شدنش
دلم شکست!
و در تموم این 21 ماه خدا با من بود
پدر و مادرم و خواهر و برادرم
با من سختی کشیدند و با من غصه خوردند
و یک چیز رو بی اغراق باید بگم که 
اینجاست که من برای دوستان وبلاگ نویس خودم
ارزش قائل میشم
چون شما از دوستان نزدیک من هم بیشتر در جریان سربازی من بودید
و میپرسیدید و سر میزدید و فراموشم نمی کردید!
دوستتون دارم
خداروشکر تموم شد!
از اینکه دیگه اون نظامی ها رو نمیبینم 
بسیار بسیار خوشحالم!
یاعلی مدد!



میرهـــــــ...

بعضی وقتا یه شعرایی، یه آهنگایی از خودم رو  تو
فایل های قدیمی پیدا می کنم
بعد میمونم اون موقع مگه میشه؟ مگه داریم؟
آهنگ "میره" کار قشنگی شده دیشب تا صبح بیدار موندم
به یاد قدیم و این کار رو کامل کردم
نصف شبی وکال گرفتم
و بعد از ظهر وکالشو کامل کردم
امیدوارم خوشتون بیاد

ترانه، ملودی و تنظیم:
مهرداد صفدری
با تشکر از علیرضا نعیمی
ادامه مطلب

نتیجتاً کم می آوریم!
هر چیزی را که تجربه کردیم
فکر کردیم برای خودمان گرگی شده ایم...
اما بعداً، دیدیم:
که گرگ های سابق 
 برای خودشان، نسبتاً گودزیلایی شده اند!!!