آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
سیگار نکش!
از سیگار متنفرم...
امروز کسایی که دوستشون دارم، سیگار میکشن!
پدرم سیگار میکشه.
چرا سیگار میکشی؟ سیگار نکش بابا!
من نگران تو بودم و تو صد البته نگران من بودی
از کودکی یادمه کاری جز برای نفع من نکردی
ولی سیگار میکشیدی...
لعنت به سیگار!
پدرم سیگار کشیدو برای من هنوز سیگار کشیدنش عادی نشده بود
که دیدم دوستانم سیگاری شدند!
امروز درد من را سیگار نه تنها تسکین نمیدهد بلکه بیشتر میکند!
محمد سیگار نکش!
سیگار کشیدن تو امروز عذاب دهنده ترین چیز برای منه!
تو چی میدونی؟!
شاید اونقدر عوض شدی که درد را بهانه ی سیگار کشیدن میکنی
اما برای من سیگار یکی از درد ها است.
دوست ندارم برای کسی خودم را دردمند ترین معرفی کنم که
هرگز چنین چیزی درست نیست.
ولی من فکر میکنم سیگار کشیدن را رد کردم
اگر میخواستم مثل آنها فکر کنم باید 8 سال پیش سیگاری میشدم
وقتی که........................... .
باید 6 سال پیش سیگاری میشدم 
وقتی که........................... .
باید 4 سال پیش سیگاری میشدم
وقتی که........................... .
باید 3 سال پیش سیگاری میشدم 
وقتی که........................... .
وقتی که چنین دردهایی داشتم به من هم سیگار تعارف شد
به من هم فرصت سیگار کشیدن رسید
من از خیلی وقته توو جیبم عطر هست
مگر احمق بودم بین تعدادی آدم سیگار به دست حرکت کنمو
در مورد من 100 نوع حرف بزنند آن هم فقط برای اینکه سیگار دستم نبود.
میثم هم سیگار میکشید. آخ، چــه نازنـیـنـی بود!
...
راستش همان 8 سال پیش سیگار را ترک کردم!
سیگار برای من خاطره ای تلخ است
و این خاطره تلخ همچنان ادامه دارد...


+ اگه میشد یکی اینو برام تنظیم کنه خیلی عالی میشد
    عاشق این شعر و ملودیم!
    یه تیکه ش اینجوری میشه قبلا با گیتارشو براتون گذاشتم!
    محسن باید یادش باشه...


آدم بزرگ
این آهنگ رو گوش کنید
حرف زیادی نمیشه در موردش گفت
فقط اینکه خیلی دلیه 
... 



متن ترانه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

هفت سین 1394

شما رو ددعوت میکنم به دیدن عکسایی از هفت سین امسال خونه ما
که به نظرم مادرمو خواهرم مثل سالای قبل گل کاشتن!
من خیلی لذت بردم از هر بار تماشای این هفت سین!!!



بقیه عکسا در ادامه مطلب

ادامه مطلب

آدم بزرگ
شاید اصلا کلا از اول اینجور بوده که :
وقتی یکی یکی دیگه رو دوست داره جدای از داستان رسیدنو نرسیدن
طرف مقابل اون قضیه لوس شدن در درونش به وجود میاد 
و مثل یه غده بزرگ میشه و گاهی به مرحله ی واویلا میرسه!
انگار عادت میشه... خب حالا x هستو منو دوست داره
پس همیشه هستو همیشه داستان همینه.
اگر x قصه خیلی انسان کم توقعی هم باشه
بالاخره خسته میشه...
خصلتمونه انگار فرقی هم نداره توو هر رابطه این داستان انگار همش تکرار میشه!
چیز بیشتری نمیشه نوشت...
الان ساعت زتگ هشدار موبایل پدرم زنگ خورد و باید بره که امروز کار داره
خدا به دادش برسه.
زندگی بد شده!
گاهی به زندگی پدر و مادرم نگاه میکنم. نه قرار نیست چیزی رو قایم کنم
ما هممون مثل همیم... مادرای ما حتما از گذشتشون برامون گفتن
و تو هم که اینو میخونی جمله های منو درک میکنی!
پدرایی که هنوزم خودمون داریم میبینیم که چقدر سختی ...........
ای بابا چه زندگیی شده. هر چند همین زندگی پر مشقّت یه چیزایی توش هست
که برای خیلیها آرزوعه!!!
هر چند آدما که بزرگ میشن کلاً زیادی بد میشنو
این جمله رو خطاب به همه میگم و البته که قصد توهین ندارم
چون میدونم وقتی فکر کنیم همه یه جاهایی به خودمون فحش و بدوبیراه میگیم!
مثل 3 شب پیش که مادرم همین آهنگ "آدم بزرگ" رو داشت گوش میداد
و اون قسمت که (دیگه خستم از این آدم بزرگا) 
مادرم گفت : "خودمونم از آدم بزرگی خودمون خسته ایم پسرم"
و یه قسمت دیگه که میگم : ( کدوم یکی از این آدم بزرگا تونست درکم کنه )
مادرم سرتکون دادو گفت : هیچکدومشون!
همه نهایتا به این نتیجه میرسن که:  تف به بزرگ شدن!





طراح کاور : جواد جعفری



سال نو مبارک
سال نو مبارک
سال 1394 
با تموم نا امیدی هامون
نسبت به اقتصاد مملکت نسبت به فرهنگمون
نسبت به جامعه نسبت به ازدواج
نسبت به تربیت
نسبت به آموزش
نسبت به سلامت روح و جسم
نسبت به امنیت وطنمون
و با نا امیدی نسبت به خیلی چیزها
حتماً میشه بازم امیدوار بود
به دوره ای بهتر از قبل
البته میدونم حرفایی رو که تو میدونی...
بیخیال....



ادامه مطلب