آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
Can t Said



و این یکی که خیلی خیلی دلیه! 



ـخیال بافیـ
مگه خیال بافی بده؟
چمیدونم سالهاست کارم خیال بافیه!
خودمونیم در مورد خیال بافی هم میشه خیلی نوشت
خیلی صحبت کرد. خیلی خاطرات نوشت اما
برای من خیال بافی در کل چیز آشنایی است و
خیال بافی رو خوب درک میکنم...
نمیخوام یه متن بنویسم که خانم "س" بگه : شفاف سازی لطفاً!
ولی چقدر وجود بعضی ها رو در کنارمون خیال بافی کردیم.
سوال میشه آیا ما هم در خیال بافی عاشقانه و عاطفی کسی بوده ایم؟
جالبه!!!
متأسفم که نمیشه اون چیزی که میخوام رو واقعا با موسیقی بیان کنم
تموم زورم نیست چون تمومِ امکاناتم همینه که نهایتاً این موزیکی از آب در میاد
که تمایلی به پخش کردنش ندارم چون دیگه چند ماهی هست 
خودم حس میکنم بهتره دیگه موزیکمو حتی اینجا 
توی این وبلاگ برای این دوستای گلم نذارم...
چون فکر میکنم تا یه حدی حوصله برای شنیدن وجود داره 
و تا یه جایی سکوت شاید باید به من چیزی رو بفهمونه تا قبل از اینکه 
خدای نکرده واکنش دیگه ای رو شاهد باشم!!!

ممنون! و خیلی ممنون زیاد!!!
یا علی!!!







یکسال پس از اون خاطره
پارسال همین موقع بود که با خودم گفتم
خدمت اگه اینجوری باشه خیلی خوبه!
امسال هم دهه فجر شد و باید گروه موسیقی تشکیل میدادیم!
فکر کنم بشه گفت توو هیچ جای ایران توو هیچ پادگانی 
توو هیچ مراسمی اینجوری گروه موسیقی تشکیل نمیشه!
نه حالا صحبت از حرفه ای بودن باشه، نه... .
امسال ما یک نوازنده گیتار بسیار خوب و حرفه ای داشتیم
که من میتونم پروفایل فیس بوکشو بذارم برید و آشنا بشید با ایشون!
...
من هم که مثل سال قبل ریتم نوازی کردم. و البته مدام در حال پیشنهاد آهنگ
مدام در حال اینکه کجا شروع شه و کجا تموم شه و این چیزا!
خواننده امسالمون یکی از دوستان خوب منه. که خِیــــــــلی دوسش دارم، خیلی پسر جالبیه!
البته حرفه ای نیست اما خب جنس صداشو خودم دوست دارم و اصلا پیشنهاد خودمم بود!
کارمونو راه انداخت!
مثل پارسال لباس شخصی و ساز در پادگان!
لذت بخشه برای یک سرباز!
اما نکته ای که تو ذوق ما میزد این بود که باز کمبود میکروفون در ابتدا... کمبود باند!
و اینکه باز نمیشد ما یه sound check درست و حسابی داشته باشیم!
البته میدونید اصلا داستان اینجاست که در نظام  جمهوری اسلامی هر چیزی
بیشتر به صورت نمادین داره انجام میشه تا به شکل واقعی و تخصصی و به درد بخور!
ما یک ماه کمو بیش تلاش کردیم 7 -8 کار آماده کردیم که فقط 4 کار اجرا شد...
که از اون 4 کار 2 تاش سرود بود که فقط تنظیم کرده بودیمش!
نظام همش همینه... ادعای نظام اما بی برنامگی بی نظمی بی داد میکنه!
ما نگهبانی میدادیم و توو وظایف نگهبانی ما نوشته شده بود که باید با اسلحه ژ-3 نگهبانی بدیم.
توو آموزشی به ما ژ-3  تحویل نمیدادند (منطقی هم بود) اما اینکه نوشته شده با ژ-3 نگهبانی بدهد
اما ژ-3 تحویلمون نمیدادند خودش یک چی به حساب میاد؟ چی؟ .... بعله!
- بگذریم!
اجرا کردیم و همون 4 کار هم به خوبی اجرا شد خدا روشکر!
دیشب هم از تهران راه افتادم اومدم قزوین. با لباس ارتش و گیتار رو کولم!
توو این پیاده روی خیابون فاطمی و ستاری و آزادی کلا داستان داشتیم
(خب مسلماً جالبه که سرباز یه گیتار رو کولش باشه و ... بعضیا فکر کردن اسلحه س)
...
و اینکه 3 روز در خدمتون هستم در قزوین! 
و اینکه به شدت خستم...به شدت از لحاظ روحی و عاطفی زخم خوردم و بیمارم!
و دوستتون دارم. دوست دارم که باشید و کامنت بذارید و من باز نیازمندتونم!
چاکرم یا علی!




اگه بگم...
اگه از اصل حالم بگم 
تو که تا الان پای دیوونه بازیام موندی هم میریـــ.
البته حدس میزنم...
تو هم میری به دنبال کار خودت و من
همچنان باید تنها ادامه بدم مثل همیشهِ گذشته!
مثل الآن ...
اگه از اصل حالم بگم شاید اوق بزنی،
شاید خیلی مودبانه بعد از یک مدت کوتاهی سرسنگین شدن
ازم دور شیـــ... دورِ دوــــــــر!
من همه اینها رو از چشم خودم میبینم. من مقصرم، نه تو .
من مقصرم نه همه "تو" هایی که توو زندگیم بودند!
من یه آدم عاطفی و عجیب و غریبم که ساده ترین مسائل احساسی اذیتم میکنه!
همینه که مراعات میکنم به تو که دوستت دارم هر چیزیو نمیگم
دوست دارم آرامشی که ازت میگیرم حالا حالاها با من باشه
و این مهمتر از اونه که دردای کهنه دلم خالی شه
اونم رو دل کسی که برام مهمه!
اگه از اصل حالم بخوای یه چیزو میگم که باید قول بدی از این یکی فرار نکنی :
الآن با تو خوشحالم!
  



تنهایی
گفتن خدا از روحش در انسان دمیده
و میگم از تنهایی او که حتما باید بزرگترین تنهایی  باشه
هم به انسان ارث رسیده...
بعضی ها این تنهایی رو نمیتونن هضم کنند!
واقعا انسان تنهاست!
یعنی هر بار فراموش میکنیمش و باز میچرخیمو
به همینجا میرسیم که انسان چقدر تنهاست!
پدر و مادر و خواهر و برادر اگر بهترین حالتشم برای انسان موجود باشد
روزی انسان به جایی مرسید که با وجود همه این نعمت ها احساس تنهایی میکند.
نه که قدر نداند! فقط....... .
چه آدمهایی که توی زندگیمون میانو میاریمشون و از دستشون میدیم
...
و چه آدمایی که نمیفهمند چقدر دوستشون داریم...
چقدر نمیفهمیم که بعضی ها چقدر دوستمون دارند!
تنهایی خیلی مفصله... خیلی عمیقه!
...
--کافی نتم با لباس ارتش! میخواستم برای خانم مهاجر کامنت بذارم نشد فعلا یا علی!