تبلیغات
 مُضحک - ژست
چند سالی هست که دوست دارم شخصیتم همانند شخصیتِ فیلسوفان و عارفان و ... باشه!
یک اتاق خلوت و نیمه تاریک- موسیقی- کتاب- ترانه و قهوه! بیشتر عاشقانه شد! 
البته که این فضا رو بارها تجربه کردم  و اصلا این فضا برای شارژ کردن من همیشه لازم بوده!
اینکه دوست داشتم ژستم، ژستِ فیلسوفی باشه 
و یا گاها دوست داشتم شبیهِ فلان بازیگرِ نقشِ خاصِ فلان فیلم باشم
و یا گاهاً دوست داشتم من رو به عنوان یک طنّاز بشناسند و ...
اما حتی اگر به شما دروغ بگویم به خودم نمی توانم!
با این که موارد فوق را می خواستم اما هرگز نتونستم "نقش" بازی کنم! 
و همیشه همین بودم که هستم!
همیشه خیلی از دوستام با من شوخی می کنند
و من در اون شوخی ها اصلا شبیه به یک فیلسوف و یا عارف و یا ...  نیستم. 
ختم کلام: خودم را پذیرفتم!
من- دیگر هیچ اسم و هیچ عنوانی و هیچ ژستی برای خودم نمی خواهم! 
شوخی کردن- دعوا کردن- استرس-  مهر ورزیدن-  عذر خواهی کردن-
نوشتن- بازی کردن- دوست داشتن- ترسیدن- خجالت کشیدن و ...
همه ی این چیزها کم و زیاد در من هست خوب یا بد نیازی به نقش بازی کردن ندارم!
دوست دارم هیچ یک از دوستانم نقش بازی نکنند! 
+با آرزوی روزهای بهتر برای جعفر و محسن! 
همین!

تاریخ : 1395/06/6 | 10:44 | نویسنده : مهرداد اشک9 | نظرات


  • paper | فال تاروت شش کارتی | فال تاروت
  • فروش رپرتاژ | خرید تبلیغ متنی