تبلیغات
 مُضحک - آتشفشان درونِ من
دستم به ترانه نمی رود! نه که نا امید شده باشم! نه که در خودم نمی بینم! 
نه که سیل عظیمی از ترانه سرایان مرا ترسانده باشد! نه!
فقط کمی خسته شده ام! وقتی که فقط 16 سال داشتم و
 به این فکر می کردم که وقتآن است که همین حالا با نوشتن شروع کنم، فکر امروز را نمی کردم!
نه فکر می کردم که روزی ترانه هایم را برای دیگران بخوانم.
 نه فکر می کردم بتوانم روزی ترانه هایم را با موسیقی همراه کنم 
و نه حتی به ذهنم خطور می کرد که روزی کسانی ترانه هایم را بخوانند
 و حفظ کنند و حتی بغض کنند و گریه کنند! 
از یک طرف هم فکرش را نمی کردم که
 به داخل  رودخانه ای بی افتم که مرا با یک مسیر همراه می سازد 
و طبیعت و تکرار طبیعت از من فقط یک عمل را می پذیرد:
 دست و پا بزن و در جهت جریان رودخانه حرکت کن!
به زعم من:
 آتشفشانِ دغدغه ها و عقده های هر انسانی بالاخره راهی برای فوران پیدا خواهد کرد!
و این به موقعیت، تفکر، انتخاب، امکانات و تلاش هر انسانی بستکی دارد!
من یک ترانه سرا نیستم!
من یک آهنگساز نیستم!
من یک نویسنده نیستم!
آشتفشان درونِ من از این راه ها، فوران می کند!
..... و همین!


تاریخ : 1395/05/7 | 01:00 | نویسنده : مهرداد اشک9 | نظرات


  • paper | فال تاروت شش کارتی | فال تاروت
  • فروش رپرتاژ | خرید تبلیغ متنی