تبلیغات
 مُضحک - ملسفه


با اشکان صحبت می کردم! اشکان نوازنده گیتاره! عالیه!
همیشه توو پادگان اشکان تنها کسی بود که پایه حرفای فلسفی و ملسفی من بود!
چیز خوبی به من یادآوری کرد:
آدم وقتی توو خونه س و جاش امنه و خودشه و خودش، خیلی شاخ میشه!!!
بچه ها تجربه کردین این جمله رو؟ فکر کنم حتما تجربه کردین!
آره ما واقعا همینطوری هستیم. برای خودمون تز میدیم
نظرای سیاسی و هر کوفتی!
خیلی نظر میدیم! و از همه مهم تر در مورد خودمون فکرای خفنی میکنیم!
دیگه من در مورد خودم حرف میزنم چون در مورد شما مطمئن نیستم!
بچه ها توجه کنین:
من وقتی دقیقا در همین نقطه، همین نقطه که هستم، همین نقطه ای که دارم پست میزنم
راجع به خیلی چیز ها برای خودم اظهار نظر میکنم!
چون دقیقا بیرون از گود هستم و تمام نظرای صد البته صحیح و اساسی من 
برای خودم اغلب عملی نمیشه!
طولانیش نکنم همین سربازی و افکار مهرداد صفدری:
من؟ نرمی با نظامی ها؟ مگه داریم؟ عه؟ اصلا حرفشو نزن.
شاید باورتون نشه، خودمم اولش باورم نمیشد ولی توو بعضی موقعیت ها
چنان سطح غرورم پایین اومد که توو بیست سال قبلشم حتی فکرشم نمیکردم!
این منم؟ منی که سال 88 وبلاگم فیلتر شد؟! به خاطر کلی مطالب سیاسی!
پدرم میگفت: ننویس پسر میگیرنت! میگفتم: بگیرن  !
خب اون موقع هم فکر زندانی شدن برام ترسناک بود ولی پشت این کامپیوتر
برداشت متفاوتی از خودم داشتم!
و دقیقا همون شب بازداشت شدنم در زندان نظامی کافی بود تا با خودم بگم:
اون زندانیای سیاسی واقعا چی میکشن!؟ چقدر میتونه عذاب دهنده باشه!
بچه ها زندان خــــــــلی بده خیلی! از منِ حبس کشیده بپرسید
به هر حال که اینجوریه!
و دلم برای اشکان خیلی تنگ شده! 
آقا ناموساً کامنت بذارید! (خودش میدونه، سفر بخیر محسن جان)
همین دیگه مرسی خوندید×


تاریخ : 1394/06/9 | 01:28 | نویسنده : مهرداد اشک9 | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30


  • paper | فال تاروت شش کارتی | فال تاروت
  • فروش رپرتاژ | خرید تبلیغ متنی