تبلیغات
مُضحک - چرا من؟
 
آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
چرا من؟
تا به حال در زندگیم چوب ادبیات و رفتار متفاوتم رو خوردم.
نه، اون تفاوتی که اغلب فخر فروشی برداشت میکنند
اون تفاوتی که بد نیست، زننده نیست فقط تکراری نیست
فقط زیاد اتفاق نمیافته!
من دچارشم از بچگی هم دچارشم و خیلی جاها ضربه خوردم خیــــلی!
و حتی یک بار کسی نبود که این رو بفهمه من مقصر نیستم
من فقط مثل همه، همیشگی رفتار نمیکنم، صحبت نمیکنم!
امروز تو پادگان هم دشمنایی برام پیدا شده که خودمم روحم خبر نداره،
 چرا این همه دشمنی؟؟
چرا با من؟
کم خودمو سرزنش نکردم سر هر اتفاقی که افتاد... چه مقصر بودمو چه نبودم!
که بیشتر اوقات هم مقصر نبودم و این واضح بود!!! اما انگار وجدان من افراطیه!
آدم خوبی نیستم! کمی بی لیاقت، کمی تنبل، کمی بی ایمان، کمی بی استعداد
کمی ترسو و ... اما قلب خودم شاهده خدا شاهده 
سعی کردم کسی از دستم ناراحت نشه. یعنی تموم سعی من تو زندگی اینه 
رو مخ کسی تو مخ کسی باعث رنجش کسی نباشم... حتی گاهی از حق خودم گذشتم!
امروز تو پادگان هم مشکل دارم و در جمع به مشکل بر میخورم نه به خاطر اینکه من
روال زندگی اجتماعی رو بلد نیستم نه! من فقط سعی کردم کاری که درسته رو انجام بدم!
رو حرفام رو اعتقاداتم باییستم و خودم اولین کسی باشم که حرف خودمو عملش میکنم!
اگر میگم زباله زمین نریزید خودم تنها کسی هستم که همیشه مقداری زباله تو جیبام پیدا میشه
تا سطل آشغال پیدا بکنم! اگه میگم چراغ راهنمایی رو رعایت بکنیم خودم اینکار رو میکنم!
اگر میگم جلوی کودکان ناسزا نگیم ، بدرفتاری نکنیم اولین کسی هستم که مراعات میکنم!
اگر میگم در هر شرایطی احترام مادر و پدر واجبه خودم ....
اگر میگم دروغ گویی ......  اگر میگم دورویی..... اگر میگم نامردی......
خیلی از مردم وجداناً خیلی خوب همه چیزو بلدن... از صداقت حرف میزنن از پاکیزگی
از خیلی چیزای خوب اما تا به پا به میدان میذارن همه چیزو فراموش میکننو اون چیزی که
به نفعشون هست رو انجام میدن... یعنی هر رفتار غلط و هر صحبت غلطی رو انجام میدن
تا به منافع خودشون برسن و بعد از اون دوباره پشت تریبونِ چیز قرار میگیرن!
خدا میدونه که خیلی از همه مسائل اجتماعی رو من در خودم تلاش میکنم که رعایت بکنم
اما آیا واقعا جامعه رفتار درست رو میپذیره.... نه به خدا که نمیپذیره...
فقط آدمایی مثل من به چشم یک احمق به نظر میان!
فیلم مسافران نقش خود رامبد جوان (فرید) خودِ خودِ من بودم در جامعه!
من مچ جامعه رو خیلی خیلی خیلی جاها گرفتم وقتی که
خودش خواسته که باهش غلط رفتار بشه!!!
آره شاید جامعه حرف صحیح رو به رفتار صحیح ترجیع میده!

نوشتن هم یادم رفته اونم توو این سبک!
زوری پست نزدم یعنی بلد نیستم پست قلمبه سلمبه بزنم
یه حرفایی بود که یه ذره شو خواستم بگم!
اگه کامل میگفتم که عمراً کسی 4 خطشم نمیخوند!
یا علی......



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهاجرزمان 1393/04/3 14:04
اخ اخ نه ماه شد!!!!

چقد زود گذشت البته واسه من! :D واسه شما حتمن خیلی هم زود نگذشته!

میگم نه ما خیلی خطرناکه ها حسن مراقبت کن چیزای مقوی هم بخور واسه هردوتون خوبه :)))))))
مهرداد اشک9 پاسخ داد:
الان دارم میخندم!
دیروز رفتم کارگاه! رفتم تو دستشویی کارگاه و اونجا خودمو توو آیینه دیدم.
بدجور یه جوری شدم... یاد اون شبایی افتادم که بعد از 6-7 ساعت کار مداوم و خستگی میرفتم صورت میشستم که برم خونه.. برم خونه که پدر و مادرمو ببینم و خواهرمو ببینم... برم تا بیام اینترنت تا با دوستام حرف بزنم... روزای خوبی بود و این فکر خدمت اذیتم میکرد... توو آیینه کلی به خودم خندیدم و اومدم بیرون!
مهاجرزمان 1393/04/3 14:02
اره خداییش سخته اینجایی تصویر کشیدی
میگم خودمونیم زندانی نیسی؟ الکی میگی خدمت میرم !

الان روحیه دادم نه؟:D
مهرداد اشک9 پاسخ داد:

مهاجرزمان 1393/04/2 17:46
بسه دیگه پادگان! خسته شدیم خب تموم شه دیگه

راسی سرباز، چندماه خدمتی؟
مهرداد اشک9 پاسخ داد:
امروز روز آخر مرخصی و به قول سربازا فردا تو پادگان تو کما هستم!
من فکر کنم 8 ماه داره تموم میشه میرم تو 9 ماه دیگه ماه حساسیه! نباید حرصو جوش بخورم نباید سنگین بلند بکنم و ...
مهاجرزمان 1393/04/2 17:44
حالا خارج از شوخی بگم براتون من اینقدرا با این مسئله درگیر بودم ک مدتهاست وقتی اینطوری میشه واینمیسم بحث کنم خودمو میکشم کنارو از جمع فاصله میگیرم و میرم جای خودمو عوض میکنم تا بتونم اون رفتار صحیح رو داشته باشمو مجبور نشم همرنگ جماعت شم!
مهرداد اشک9 پاسخ داد:
همین دیگه حالا شما تصور بکن جایی هستی که هر کاری میکنی نمیتونی جمع رو ترک بکنی
(پادگان) عذاب دهنده نیست؟
مهاجرزمان 1393/04/2 17:43
و باید زیر همین پست بلند و رسا داد بزنم:

تکبیررررررررر
مهرداد اشک9 پاسخ داد:
الله اکبر االله اکبر الله اکبر
خامنه ای رهبر
مرگ به ضد ولایت فقیه
مرگ بر آمرزیکا مرگ بر انگلیس
مرگ بر منافق
مرگ بر اسرائیل

...
اینه که ما هر هفته تو پادگان میگیم یکشنبه صبح!
مهاجرزمان 1393/04/2 17:42
آخ آخ اینا که گفتید حرفای خوبی بود خیلی خوب
مهرداد اشک9 پاسخ داد:
ممنون!
س 1393/04/2 12:47
ME TOO




پست خوبی بود لذت بردم!! مرسی

و عمیقا درک میکنم تک تک حرفهایی رو که زدین!!


کیانوش شبهای برره را به یاد آور!!!



بقول یک عزیزی که من خیـــــــلی دوستش دارم
میگه:=> ""نویسنده ی تراژدی غم بار زندگی ما یک کمدین بود""

مهرداد اشک9 پاسخ داد:
mohsen 1393/04/2 10:15
You are a good guy
As I am...
مهرداد اشک9 پاسخ داد:
اوهوم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر