آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
-
این آهنگ بر می گرده به فروردین ماه
حالا اینکه علیرضا چرا با یک رپر فیت داده
و اون رپر کیه منم خودم نمی دونم
و حتی علیرضا هم خودش
 خیلی نمی دونه که چی شد که ایطو شد!
به هر حال دوست داشتم شما هم این کارو گوش کنید
و از صدای علیرضا لذّت ببرید!
مرسی!





هوای تو
صبحِ زودِ جمعه، رفتم تهران!
مقصد، محمد بود...................... .
رفتم پادگان! همونجایی که 19 ماه ازش گریزون بودم!
یکی از دوستای خوبمو دیدم و نزدیک به 7-8 نفر از بچه های دیگه هم دیدم
و رو بوسی کردیم و بعد خداحافظی کردم و اومدم!
 دوباره تنها تو همون خیابونای لعنتیِ پارسال! جمالزاده، آزادی، انقلاب!
حسم یه جوری بود، خیلی تنهایی!!!!
هه با خودم گفتم فازت چیه رفتی پادگان؟ رفتی کی تو رو ببینه؟
رفتی چیو ببینی؟ تو کدوم خیابونا قدم می زنی؟!!
پارسال همین موقع با لباس سربازی تنهای تنها تو این خیابونا قدم زدی
غریبه بودی! غریبه تر از هر وقتی! هیشکی منتظرت نبود!
دلت پیش کسی گیر بود که حتی فکرشم لحظه ای پیش تو نبود!
دلم پر بود، دلم پُره! خدمت برای من فقط درد غریب سربازی نبود!
یه روز به اشکان گفتم: اشکان نمی دونم اسمش چیه! شاید عاشق شدم!

به هر حال امروز جایی بودم که پارسال غمگین ازش میگذشتم
و امسال هم همینطور!  و تنها!
بی حوصله بودم و اشکان حالمو خوب کرد! زنگ زدم بهش و بهم گفت بیا پیش من!
رفتم و بعد از حدودا 6 ماه اشکانو دیدم! دلم تنگ شده بود. آره!
 خودش که میگه ما آدما اسیرِ نقابِ همدیگه شده ایم! 
 بهش گفتم:
خب من خودِ بی نقابم رو هنوز پیدا نکردم و .......... . هیچی!
ممنونم از اشکان، سجاد، امین و اون یکی اشکان که امروز کنار من بودن 
و روز خوب و خاطره انگیزی رو رقم زدند!
-
میخوام شمارو  دعوت کنم به شنیدن یه کار بسیار زیبا!
آهنگ هوایِ تو با آهنگسازی و نوازندگی اشکان چراغی!

ترانه: پدرام ملکوتی
آهنگساز: اشکان چراغی
تنظیم: پدرام ملکوتی (پویان جوان)
برای شنیدن آلبوم یکی بود یکی نبود گروه زرد یواش کلیک کنید!
این هم عکسی از جمعِ امروز:

+ هوای تو رو حتام گوش کنید! 2-3 بار که گوش کنید قشنگ فازشو میگیرید! دیگه ولشم نمیکنید!
ملودی خیلی خوبی داره واقعا!



کچل 1/5
آرزو می کنم روزی برسه که معیار های زیبایی در انسان تغییر کنه!
تا همین حد هم برای من کافیه که:
مثلا موی سر برای مردها، زشتی به حساب بیاد!
یعنی همه کچل باشند! 
و وقتی یکی مو قشنگ بود، همه مسخره ش کنن!

* البته چون بهزاد و محسن و ... رو خیلی دوست دارم و 
می دونم خیلی موهاشونو دوست دارن،،،
+ همین جا سریعاً آرزومو پس میگیرم!



برچسب‌ها: کچل ,
"........ مخلوقات"
کاش شوخی باشد. تمام این دیدنی ها تمام شنیدنی ها و لمس کردنی ها
حتی خوب هایش
حتی عزیزترین هایش
ای کاش همه اش از اول نبوده باشد!

خدا چیست؟ خدا کیست؟ خدا اگر فقط برای .....
خودم کیستم؟ جهان چیست؟
انسان فهمیده بود که، فهمیدن این ها آسان نیست!
برای همین شروع به تولید مثل کرد!
وقتی که زیاد شدند، 
هیچ کدامشان دیگر نپرسیدند: خودم کیستم؟
بدبختیِ اجتماعی که انسان، از انسان ساخته بود، شروع شد!
تا امروز همه ما نه می دانیم: که هستیم، نه می دانیم: جهان چیست،
نه می دانیم: خدا کیست، و نه هیچ چیز دیگر را می دانیم و
فقط ادعا می کنیم:
آدم شناسِ خوبی هستیم! کدام آدم؟ کدام شناس؟
مگر پاسخِ "من کیستم"  تا قبل از مرگ، پیدا شدنی است؟
انسان های ضعیفی که از خود غول ساخته اند.
خود را بالاتر از همه موجودات خواندند و
یک سیاره و اطرافش را به گند کشیدند و
همه این خرابکاری ها را به عنوان علم و دانش خود، معرفی کردند!
چشم هایت را باز کن
واقعا نگاه کن
آی آدم های بسیار فهمیم
و از ما بهترون
به من بگو: واقعاً شکلِ جدیدِ سیاره زمین که به دستِ تو اینگونه شد
 چیزی از نشانه های "اشرفِ مخلوقات" را در خود دارد؟
اگر من بودم انسان را، "........  مخلوقات" لقب می دادم!

× عکس  از وبلاگِ "انسان اشرف مخلوقات" برداشته شده است 

+ اینا آزار میده منو و زندگی را به کامم تلخ کرده! این نگاه من است
شرمنده اگر نگاه من دنیای رویایی و زیبای شما را کدر می کند!
نگاه من و دنیای من در این کشور آلوده خلاصه می شود 
در شهری که کم کم آدم ها خوردنِ یکدیگر را فرا می گیرند
و می ترسم فرا برسد روزی که آموخته هایمان را بروز بدهیم!


× این پست قبل از آشنایی با وبلاگ اشرف مخلوقات نوشته شد و بعد برای 
پیدا کردن عکس مربوط به نوشته خودم با این وبلاگ آشنا شدم که پیشنهاد میکنم
از لینکی که قرار داده ام استفاده کنید!

-راستی: اگر شما بودید انسان را ".......... مخلوقات" لقب می دادید؟


سراب
هیچوقت تلاش نکردم انسان ها رو بشناسم...
اگر تلاشی کرده ام بیشتر در این جهت بود که خودم را بشناسم!
در مورد آدم ها فقط پِیِ این بودم که چه کسانی رو میشود دوست بِدارم!
به خاطر همین بوده که عده ای برای من "زیر آبی" رفته اند.
زیر آبی رفتن آنها به این دلیل برای من اتفاقِ مهمی نبود چون
گاهاً از دور نگاهشان می کردم!
می دانی؟ آخه آبی در کار نبود! همه اش سرآب بود هه!
زیرآبی رفتن در سرآب به چه معنی است؟
زیر خاکی رفتن؟! شاید! 


+ این متن دقیقاً افکار امروز من بود هنگامی که کار می کردم!



"آبان ماهِ من" کجای این صحبت هاست؟!!!
آبانِ پر بغض و پر رمز و رازِ من... حال و روزت چطور است؟
اسم تو برای من سکوت به همراه داره
برای من خاص هستی!
چه ماهی متولد شدی؟
آبان!
به ماه تولدم که می رسم سکوت می کنم.
برای من یه جورایی هم غم انگیز است و هم...
چه می دانم فقط این روز ها مثل تو بی رمق هستم!
آدم ها ارزش های خود را وا داده اند
چه به سرشان،،، چه به سرمان آمده؟
فقط این را می دانم که من یعنی خودِ من، عوض شده ام.
دل نازک شده ام! عجیـــــب است لعنت به من!
من این نبودم!
اما یک لحظه به خود آمدم من اگر همین الان بمیرم راضیم!
نه مغرورم به خوبی خودم و نه مطمئنم از اینکه با همه بی حسابم!
فقط یک چیز را می دانم:
از تلاش برای آزار نرساندن به آدم ها دریغ نکرده ام!
نه شبیه به آدمهایی هستم که هیچ چیز برای از دست دادن ندارند
و نه چیز زیادی برای از دست دادن دارم!
دوستتان دارم اما این احساس من متقابل است که
انسان های مهم زندگی من و چیزهای از دست دادنی من
همان خانواده من هستند!
این را با خنده میگویم و با لبخندی پر از آرامش:
 از مال دنیا چیزی برای از دست دادن ندارم!
بعد از مرگم همه اش برای هر کسی که لازم داشت هه!
حس قشنگیه بی چیز بودن! واقعا زیباست!
در این کره خاکی چه چیز برای انباشتن لذت بخش است؟
هیچ چیز! 
دنیا را به گند کشیدی انسان! برادرت را کشتی!
زنت را لگد مال کردی!
خودت را بسیار زیاد کپی _ پیست کردی!
حالا کره خاکی را از بالا ببین!
"آبان ماهِ من" کجای این صحبت هاست؟!!!!!!!!

می گُ ذریم!


+اسم پسرمو میذارم "آبان" و دعا می کنم توو آبان به دنیا بیاد!
یعنی خودمم برنامه ریزی میکنم! 
خب اگه بخوام آبان ماه به دنیا بیاد، باید توو اسفند ماه....... 


+فکر فراموش کردنت عذاب بی پایان بود
کابوس دل کندن ازت اواخر آبان بود...



تعداد کل صفحات: 59