آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
کچل 1/5
آرزو می کنم روزی برسه که معیار های زیبایی در انسان تغییر کنه!
تا همین حد هم برای من کافیه که:
مثلا موی سر برای مردها، زشتی به حساب بیاد!
یعنی همه کچل باشند! 
و وقتی یکی مو قشنگ بود، همه مسخره ش کنن!

* البته چون بهزاد و محسن و ... رو خیلی دوست دارم و 
می دونم خیلی موهاشونو دوست دارن،،،
+ همین جا سریعاً آرزومو پس میگیرم!



برچسب‌ها: کچل ,
"........ مخلوقات"
کاش شوخی باشد. تمام این دیدنی ها تمام شنیدنی ها و لمس کردنی ها
حتی خوب هایش
حتی عزیزترین هایش
ای کاش همه اش از اول نبوده باشد!

خدا چیست؟ خدا کیست؟ خدا اگر فقط برای .....
خودم کیستم؟ جهان چیست؟
انسان فهمیده بود که، فهمیدن این ها آسان نیست!
برای همین شروع به تولید مثل کرد!
وقتی که زیاد شدند، 
هیچ کدامشان دیگر نپرسیدند: خودم کیستم؟
بدبختیِ اجتماعی که انسان، از انسان ساخته بود، شروع شد!
تا امروز همه ما نه می دانیم: که هستیم، نه می دانیم: جهان چیست،
نه می دانیم: خدا کیست، و نه هیچ چیز دیگر را می دانیم و
فقط ادعا می کنیم:
آدم شناسِ خوبی هستیم! کدام آدم؟ کدام شناس؟
مگر پاسخِ "من کیستم"  تا قبل از مرگ، پیدا شدنی است؟
انسان های ضعیفی که از خود غول ساخته اند.
خود را بالاتر از همه موجودات خواندند و
یک سیاره و اطرافش را به گند کشیدند و
همه این خرابکاری ها را به عنوان علم و دانش خود، معرفی کردند!
چشم هایت را باز کن
واقعا نگاه کن
آی آدم های بسیار فهمیم
و از ما بهترون
به من بگو: واقعاً شکلِ جدیدِ سیاره زمین که به دستِ تو اینگونه شد
 چیزی از نشانه های "اشرفِ مخلوقات" را در خود دارد؟
اگر من بودم انسان را، "........  مخلوقات" لقب می دادم!

× عکس  از وبلاگِ "انسان اشرف مخلوقات" برداشته شده است 

+ اینا آزار میده منو و زندگی را به کامم تلخ کرده! این نگاه من است
شرمنده اگر نگاه من دنیای رویایی و زیبای شما را کدر می کند!
نگاه من و دنیای من در این کشور آلوده خلاصه می شود 
در شهری که کم کم آدم ها خوردنِ یکدیگر را فرا می گیرند
و می ترسم فرا برسد روزی که آموخته هایمان را بروز بدهیم!


× این پست قبل از آشنایی با وبلاگ اشرف مخلوقات نوشته شد و بعد برای 
پیدا کردن عکس مربوط به نوشته خودم با این وبلاگ آشنا شدم که پیشنهاد میکنم
از لینکی که قرار داده ام استفاده کنید!

-راستی: اگر شما بودید انسان را ".......... مخلوقات" لقب می دادید؟


سراب
هیچوقت تلاش نکردم انسان ها رو بشناسم...
اگر تلاشی کرده ام بیشتر در این جهت بود که خودم را بشناسم!
در مورد آدم ها فقط پِیِ این بودم که چه کسانی رو میشود دوست بِدارم!
به خاطر همین بوده که عده ای برای من "زیر آبی" رفته اند.
زیر آبی رفتن آنها به این دلیل برای من اتفاقِ مهمی نبود چون
گاهاً از دور نگاهشان می کردم!
می دانی؟ آخه آبی در کار نبود! همه اش سرآب بود هه!
زیرآبی رفتن در سرآب به چه معنی است؟
زیر خاکی رفتن؟! شاید! 


+ این متن دقیقاً افکار امروز من بود هنگامی که کار می کردم!



"آبان ماهِ من" کجای این صحبت هاست؟!!!
آبانِ پر بغض و پر رمز و رازِ من... حال و روزت چطور است؟
اسم تو برای من سکوت به همراه داره
برای من خاص هستی!
چه ماهی متولد شدی؟
آبان!
به ماه تولدم که می رسم سکوت می کنم.
برای من یه جورایی هم غم انگیز است و هم...
چه می دانم فقط این روز ها مثل تو بی رمق هستم!
آدم ها ارزش های خود را وا داده اند
چه به سرشان،،، چه به سرمان آمده؟
فقط این را می دانم که من یعنی خودِ من، عوض شده ام.
دل نازک شده ام! عجیـــــب است لعنت به من!
من این نبودم!
اما یک لحظه به خود آمدم من اگر همین الان بمیرم راضیم!
نه مغرورم به خوبی خودم و نه مطمئنم از اینکه با همه بی حسابم!
فقط یک چیز را می دانم:
از تلاش برای آزار نرساندن به آدم ها دریغ نکرده ام!
نه شبیه به آدمهایی هستم که هیچ چیز برای از دست دادن ندارند
و نه چیز زیادی برای از دست دادن دارم!
دوستتان دارم اما این احساس من متقابل است که
انسان های مهم زندگی من و چیزهای از دست دادنی من
همان خانواده من هستند!
این را با خنده میگویم و با لبخندی پر از آرامش:
 از مال دنیا چیزی برای از دست دادن ندارم!
بعد از مرگم همه اش برای هر کسی که لازم داشت هه!
حس قشنگیه بی چیز بودن! واقعا زیباست!
در این کره خاکی چه چیز برای انباشتن لذت بخش است؟
هیچ چیز! 
دنیا را به گند کشیدی انسان! برادرت را کشتی!
زنت را لگد مال کردی!
خودت را بسیار زیاد کپی _ پیست کردی!
حالا کره خاکی را از بالا ببین!
"آبان ماهِ من" کجای این صحبت هاست؟!!!!!!!!

می گُ ذریم!


+اسم پسرمو میذارم "آبان" و دعا می کنم توو آبان به دنیا بیاد!
یعنی خودمم برنامه ریزی میکنم! 
خب اگه بخوام آبان ماه به دنیا بیاد، باید توو اسفند ماه....... 


+فکر فراموش کردنت عذاب بی پایان بود
کابوس دل کندن ازت اواخر آبان بود...



تولدت مبارکه

و بالاخره بعد از تقریباً یکی - دو ماه
پروژه عجیب و غریب و فراموش نشدنی
"تولدت مبارکه" به اتمام رسید.
بی تردید مثل همیشه دوست دارم 
شما دوستانِ من که همیشه اینجا
حکم یک همدم رو برای من داشتید
این کار  زیبا رو با صدای
محمد شایگان
گوش کنید و نظرتونو بگید.
ایده این کار از ذهن محمد شایگان
به من منتقل شد و سی شهریور
این ترانه نوشته شد
و ملودی روی این کار قرار دادم 
و توسط علیرضا نعیمی
تکمیل شد و تنظیم شد.





+ تشکر میکنم از مجید رحیمی (مردونه کمک کرد)، علیرضا نعیمی که سنگ تموم گذاشت!
+ و محمد شایگان عزیزم... .




کچل 1
باید بگم ما کچل ها مس داغِ اصلیِ ضرب المثلِ
 "دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید" هستیم!
همین امروز خودِ من توو خیابون قدم می زدم که دو مرد جوان از کنارمون رد شدند و
یکی از اونا مثل خودِ بنده جلوی سرش، بالای پیشونیش، یک مقدار_زیاد از موهاش نبود
بعد ایشون منو دید و یک نگاهی به هم کردیم
 یک لبخندی همینجوری فی البداهه روی لب جفتمون سوار شد!
خب این خیلی برای من جالب بود!
یا اینکه توی پادگان که البته همه سرباز ها کچل هستند
چون گاهی موها بلند میشد، اون موقع وضع منو و 2 نفر دیگه از بچه ها که ریزش مو داشتیم
مشخص میشد و بقیه دوستان همیشه در شوخی ها یا در اوقات بیکاری یا حتی در دعواها
از کچلی ما یاد می کردند و اینگونه حس خاصی که
 هیچوقت نتونستم درکش کنم به اونا دست می داد!
البته هر وقت ما 3 تا با هم بحثمون می شد من سریعاً میگفتم: 
فلانی ما باید با هم خوب باشیم
چون کسی اینجا مثل ما نیست و ما فقط هم پیکرو1 درک می کنیم!
بگذریم از اینکه هیچوقت نتونستم با این مسئله کنار بیام که باید پشت اونا در بیام
چون آدمای بچسبی نبودند!
 یه چیزیو که من همیشه برای دوستانم تعریف میکنم این هست که:
حتما شما این کچل هایی که بغل سرشون مو داره
 اما وسطِ سرشون کلاً تا پشت خالیه رو دیدید!
اگر مشاهده کرده باشید چیزی حدود 50 درصد از این دوستان 
چند تار مو از طرفی به طرف مقابل کشیده
و به هر وسیله ای جاشو محکم میکنند! جوری که وسط سرشون خالی به چشم نیاد.
ولی غافل ازاینکه از 20 کیلومتری هم اون فضای خالی برای خودش حکم بنر 36 متری رو داره
که احیاناً روش نوشته: من کچلم!
اینو میخوام بگم اصل مطلب اینجاست که ما کچل ها در چنین مواقعی احساس میکنیم
که با طرفند هایی که میزنیم کچل دیده نمیشیم!
و این احساس زمانی بر باد میره که عکسی یا سلفیی چیزی از خودمون ببینیم!
و اینو یادتون باشه آینه با تموم قدرتش مثلا اینکه میتونه به آدمایی که به جوونیشون می نازند
نشون بده که پیرتر از گذشته شدند و جوانی پایدار نیست و زود گذر است،
به هیچ وجه نمی تونه به یک کچل این جمله رو بفهمونه که : عزیزم شما به والله کچلید

حرف در این مورد زیاده شاید ادامه داشته باشه پس
عنوان این مطلب رو میذارم: کچل 1



برچسب‌ها: کچل ,

تعداد کل صفحات: 59