آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
استقامت!
در ادامه زندگی خودم قطعاً قوی تر خواهم بود!
یعنی تلاش خواهم کرد با دیدن هر صحنه ی غم انگیزی بغض نکنم!
خب این تجربه منه که وقتی توی اجتماع زندگی می کنیم 
مسائل ریز و درشتی وجود داره که باید خودمون رو در مقابلشون حفظ کنیم!
استقامت! 
هیچ کدوم از این آدما هرگز به این نمی اندیشن که ما چه میزان سختی کشیده ایم!
چه میزان غمگین هستیم! چه میزان درد داریم! چند بار زمین خورده ایم!
سربازی که لب مرز رو برجک ایستاده و دقیقا همین الان دوست داره مادرشو بغل بکنه
و روز مادرو بهش تبریک بگه در دغدغه کمتر کسی حضور داره! 
اون سرباز هست که استقامت رو می فهمه! اگر با خرد باشه!
یه کم فکر کن! کی جز خودت سختیاتو دیده؟ غمهاتو؟ گریه کردناتو؟
پس استقامت! 
من خودم هر جا سختی میاد سراغم یاد مامانم می افتم
و سختیاشو که برام تعریف کرده مرور میکنم و ...
مادرها سختی کشیدن و استقامت کردند!
در اوج غم و غصه ها محبتشون رو از ما دریغ نکرده اند!
بچه ها می دونین دریغ نکردن چقدر کار بزرگیه؟
مادرم هیچ وقت خودشو از من دریغ نکرد!
و من در زندگی مدام با انسان هایی روبرو شدم که 
دیدن که دوستشون دارم اما خودشون رو از من دریغ کردند!
هیچ وقت خودتون رو از کسی دریغ نکنید!
+ مامااااااااااااااااااااااااااااااااااان! 




تولید فقر
انسان به دو نفر پاسخ گو خواهد بود:
اولی بی شک خودش است!
دومی، انسانی است که احتمالا به وجود خواهد آورد!
مشکلِ امروزِ مملکت من به فاصله گرفتنِ افراد از شعور و آگاهی بر می گردد
و اینکه همین افراد ناآگاهانه زوج می شوند و ناآگاهانه تولید فقر می کنند!
مشکل مملکت من با این انتخابات و این جابجایی ها رفع نمی شود!
حتی کم هم نمی شود!
آگاهی، آگاهی، آگاهی! شعور، شعور، شعور!
یاد گرفتن این دو (خودمو میگم) و یاد دادنش به دیگران می تواند راهکاری باشد
بلکه در بلند مدت بتوانیم در نابودی این کره مظلوم1 تأخیری بسیار کوتاه بیاندازیم!
تمام!
1_ کره مظلوم: کره زمین، راستش فعلا براش صفت دیگه ای پیدا نکردم. 
+ چه چیزای جالبی میبینه آدم! چه رفتارایی از چه آدمایی! نشون میده
که ما خودمون رو نشناختیم و در شناختنِ دیگران مدعی هستیم!
 به هر حال دنیا واقعا ناچیز و کوتاه است! 


++ عکس کار دوستِ طراحم و دوست عزیزم محمد جواد جعفری!
برای دیدن سایز اصلی و عکس اصلی و بسیار عالیه دوستم به لینک زیر مراجعه کنید!



برچسب‌ها: تولید فقر ,
دیکتاتور
« خودت باش کسی هم اگر خوشش نیامد، نیامد! اینجا کارخانه مجسمه سازی نیست »
متأسفانه ما گاها منظور جملات دانشمندان، فیلسوفان و  "چیزان" رو متوجه نمی شویم!
البته اگر متوجه نشویم و از کنارش رد بشویم خیلی خوب است!
ما متوجه نمی شویم و بعد طبق همون جمله اشتباه رفتار می کنیم.
جمله ی داخل گیومه  در ابتدا برای من جمله ای بسیار عالی بود، اما طیِ یک اتفاق تلخ
تبدیل شد به  جمله ای عذاب آور!
من نمی دونم منظور این جمله دقیقا چیست! فقط اینو میدونم که منظورش این نیست که:
دل بشکنیم _ نسبت به همدیگه بی تفاوت باشیم _ به رفتار های بدمان ادامه بدهیم _
نسبت به انتقاد ها ناشنوا باشیم _ دل بشکنیم _ نسبت به کسی که دوستمون داره ......
اگر منظور نویسنده ی این جمله این ها باشد به نظر من (در این لحظه)، او یک ابر دیکاتور بوده!
 از این جملات چشم پوشی کنید! 
جملات، نه تنها نجات دهنده انسان نبوده، بلکه یکی از دلایل نابودی بشر بوده و خواهد بود!
_
پس فردا هم ایشالله در پای صندوق های رأی ببینمتون!
اون دو نماینده ای که در "آسانسور"  در حال رسیدگی به مشکلات مردم بودن خیلی خوبن!
 به اونا رأی بدید، بلکه برای زوج هایی که هنوز مکان مناسبی برای چیز ندارن! 
 تعدادی فیلمِ آموزشِ مسائلِ جنسی تهیه کنند! 

+خوشحالیم از این که جعفر اومده مرخصی و همین! روزتون شاد باشه!

یهو حال کردم عکسِ خودمو بذارم!
شانس آوردید من گوشی ندارم وگرنه روزی 10 تا سلفی میذاشتم!


برچسب‌ها: آسانسور ,
تصویر
شاید شاید شاید مهم ترین "چیز" همین باشه!
صویر"
دقیقا همین الان که دارم می نویسم به علت خستگی در افکار در این زمینه
رمقی برای نوشتن افکارم در زمینه ی تصویر ندارم!
چه بسا که حرف زیادی هم نمیشه در موردش زد. چون: 
تصویر، تصویر است، تصویری که متن داشته باشد تصویر نیست! (امام مهرداد (ا.9) )
فقط بسنده میکنم به گفتنِ اینکه: مراقبِ تصویر سازیِ ذِهنمان باشیم!
تصویر سازی ما در ذهنمان مهم ترین چیز در زندگی خویش و اجتماع است! (شاید)
مانند کارهای چارلی چاپلین! (البته خیلی تماشایش نکردم)!
به چند تصویر زیر توجه کنید:

خدای مهربان
                 (تصویر خدای مهربان در ذهنِ دوران کودکی من)

............

 
                 (تصویر خدای خشمگین در ذهن دوران کودکی من)
.........
                  (تصویر جهان قبل از خدا در ذهن دوران کودکی من)

+ اگر جناب محسن خان درخواست بنده رو تبلیغ برای وبلاگم برداشت نکنند
می خواستم خواهش کنم تصاویری که در ذهنتان سالهاست نقش بسته را 
یه جوری برای من چیز کنید! مرسی!


برچسب‌ها: تصویر ,
-
این آهنگ بر می گرده به فروردین ماه
حالا اینکه علیرضا چرا با یک رپر فیت داده
و اون رپر کیه منم خودم نمی دونم
و حتی علیرضا هم خودش
 خیلی نمی دونه که چی شد که ایطو شد!
به هر حال دوست داشتم شما هم این کارو گوش کنید
و از صدای علیرضا لذّت ببرید!
مرسی!





هوای تو
صبحِ زودِ جمعه، رفتم تهران!
مقصد، محمد بود...................... .
رفتم پادگان! همونجایی که 19 ماه ازش گریزون بودم!
یکی از دوستای خوبمو دیدم و نزدیک به 7-8 نفر از بچه های دیگه هم دیدم
و رو بوسی کردیم و بعد خداحافظی کردم و اومدم!
 دوباره تنها تو همون خیابونای لعنتیِ پارسال! جمالزاده، آزادی، انقلاب!
حسم یه جوری بود، خیلی تنهایی!!!!
هه با خودم گفتم فازت چیه رفتی پادگان؟ رفتی کی تو رو ببینه؟
رفتی چیو ببینی؟ تو کدوم خیابونا قدم می زنی؟!!
پارسال همین موقع با لباس سربازی تنهای تنها تو این خیابونا قدم زدی
غریبه بودی! غریبه تر از هر وقتی! هیشکی منتظرت نبود!
دلت پیش کسی گیر بود که حتی فکرشم لحظه ای پیش تو نبود!
دلم پر بود، دلم پُره! خدمت برای من فقط درد غریب سربازی نبود!
یه روز به اشکان گفتم: اشکان نمی دونم اسمش چیه! شاید عاشق شدم!

به هر حال امروز جایی بودم که پارسال غمگین ازش میگذشتم
و امسال هم همینطور!  و تنها!
بی حوصله بودم و اشکان حالمو خوب کرد! زنگ زدم بهش و بهم گفت بیا پیش من!
رفتم و بعد از حدودا 6 ماه اشکانو دیدم! دلم تنگ شده بود. آره!
 خودش که میگه ما آدما اسیرِ نقابِ همدیگه شده ایم! 
 بهش گفتم:
خب من خودِ بی نقابم رو هنوز پیدا نکردم و .......... . هیچی!
ممنونم از اشکان، سجاد، امین و اون یکی اشکان که امروز کنار من بودن 
و روز خوب و خاطره انگیزی رو رقم زدند!
-
میخوام شمارو  دعوت کنم به شنیدن یه کار بسیار زیبا!
آهنگ هوایِ تو با آهنگسازی و نوازندگی اشکان چراغی!

ترانه: پدرام ملکوتی
آهنگساز: اشکان چراغی
تنظیم: پدرام ملکوتی (پویان جوان)
برای شنیدن آلبوم یکی بود یکی نبود گروه زرد یواش کلیک کنید!
این هم عکسی از جمعِ امروز:

+ هوای تو رو حتام گوش کنید! 2-3 بار که گوش کنید قشنگ فازشو میگیرید! دیگه ولشم نمیکنید!
ملودی خیلی خوبی داره واقعا!



تعداد کل صفحات: 59