آخرین مطالب
 
مُضحک|Comic
چرا رفت؟
بعضی از ما، در کودکی سوال می پرسیم:
 من از کجا اومدم؟  قبلا کجا بودم؟ خدا چه شکلیه؟ و ...
تا اینکه "یه روزی، یه جایی" دلمون لرزید و فهمیدیم که دل دادیم
 و جواب همه سوالها پیدا میشه:
من اومدم تا "تو" رو ببینم! تو جهانِ قبل و بعد منی! خدا شکلِ توعه! 
هر دم و بازدمِمون در حضور کسی خلاصه میشه که فقط برای ما خاصه! 
و یک روزِ به شدت تلخ، بی دلیل، میره.......
بعد تموم سوالها دوباره کار خودشونو شروع می کنند!
 اونقدر توو سرت تکرار میشن که یادت میره بخندی!
و اما سوالهای تازه:
کجا دلشو شکستم؟ کجا تنهاش گذاشتم؟ آیا توقع بی جایی ازش داشتم؟
 نکنه صلاحمو خواسته که رفته؟
چی خواست که نداشتم؟ چرا نظر منو نخواست؟ و.... 
امّا انتخاب با خودمونه:
یا فراموش کنیم و ادامه ی زندگی...
یا درگیرِ سوالهای تا انتها بی پاسخ باشیم 
و "یه روزی، یه جایی" پلک به هم بزنیم و ببینیم،
 چند تا عکسِ قدیمی توو دستای چروکیدمونه و آه می کشیم و فقط یک سوال داریم:
چرا رفت؟


28
نمیدونم شاید روز تولد هر کسی برای خودش، روز متفاوتی باشه،
 شاید هم اصلا هیج!
برای من امّا یک "سکوت" وجود داره و "یک جهان سوال" !؟
 و شاید همراه باشه با چندین "ای کاشِ" جگر سوز! 
که ای کاش امروز...



سیگار، نه!
البته منطقی هم که فکر بکنیم:
درآمدم در حدی نیست که پول به سیگار بدم!
یعنی Love و DissLove فرقی نمیکنه خرج میذاره رو دست آدم!
و یک مسئله ی دیگه ای که هست:
سیگار کشیدن یک تیپ و یک ژستی می خواد که من شخصاً ندارم!
یعنی طرف سیگار می کشه نگاش میکنن میگن: مردِ خسته! دخترِ عاشق!
من هنوز لب به سیگار نزدم فامیلامون میگن: 
پسر فلانی خیلی لاغره× معتاد شده!
حالا فرض کن سیگار دستم ببینن!
خلاصه هر جور که فکر میکنم سیگار، نه!



می، سیگار، قهوه اسپرسو
زمانِ بانو هایده و دوستانش
 شعری که به هنرمند و مخاطبش می چسبید
 توش "می و می خونه" داشت!
امروز ترانه ای که به هنرمند و مخاطبش می چسبه
 توش "سیگار و قهوه اسپرسو" داره!
خیلی وقته می خوام یه ترانه بنویسم که توش بهت بگم:
"منِ بچه ننه" هنوز اونقدر "آدم بزرگ" نشدم
 که با "اومدن و رفتنه" امثال تو، لب که هیچ، دست به سیگار بزنم!
و ...


برچسب‌ها: می , سیگار , قهوه اسپرسو ,
کچل 3
ما کچل ها از آدمای اطرافمون فقط اینو می خواییم که: 
نگاه ترحم آمیز به ما نداشته باشن. ما هم مثل شما زندگی می کنیم:
 غذا می خوریم، تفریح می کنیم، تازه گاهی اوقات از برس و شونه هم استفاده می کنیم!
 خلاصه که ما نیاز به درک شدن داریم نه ترحم!


برچسب‌ها: کچل1 , کچل2 , کچل3 ,
وای به حالِ من
وقتی که تنها می شوم،
قبل از همه تو می روی.
وای به حالِ من اگر،
تو دلخوشی من شوی!!!
این همه راز گفتی و ...
این همه خالی می شوی....
این همه عشق پیش توست،
سمتِ چه باز می دوی؟!
در پیش چشمان تو، من...
در واقع یک رهگذرم...
ره گذر است! احساس نه!
گر که به ظاهر می روم!
...


تعداد کل صفحات: 59